ذبيح الله صفا

808

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

كم بيشتر در مثنويهايش بويژه در مجمع الابكار مشهودست و شايد همين مبالغهء وى باعث شده باشد كه آذر چنين بنويسد : « در باب استعاره اصرار بسيار دارد به حدى كه مستمع از معنى مقصود غافل مىشود . از آنجا مثنوى در برابر مخزن الاسرار گفته كه شايد بر بىوقوف مشتبه شود اما استاد ماهر مىداند كه بسيار بد گفته . . . و مثنوى ناتمامى در خسرو و شيرين دارد كه اگر عيب استعارهء خنك را نداشت بسيار بد نگفته بود » « 1 » . هدايت هم دربارهء سخنش مىگويد كه « اشعارش پسنديدهء اهالى اين عهد نيست » « 2 » . درستست كه عرفى مثنوىسراى خوبى نيست و نيز بپاره‌يى از شعرهايش ايرادهايى وارد كرده‌اند ، ولى چه آذر و چه هدايت در نفى همهء شعرهايش ببهانهء مثنويهاى وى از طريق عدالت منحرف شده‌اند و شاهد من نمونهايى از قصيده و غزل اوست كه نقل خواهم كرد . بجز مجمع الابكار ( در حدود 1400 بيت ) و فرهاد و شيرين كه ناتمام مانده ( 440 بيت ) ساقىنامه‌يى نيز ازو بازمانده كه در تذكرهء ميخانه نقل شده است . عرفى در حيات خود كلياتى از قصيده و غزل و قطعه و رباعى بسال 996 ترتيب داد « 3 » ولى گردآورى نهايى ديوانش در حيات او انجام نشد و چنان كه نويسندگان احوالش گفته‌اند در بيمارى واپسين مجموع شعرهاى

--> ( 1 ) - آتشكده ، بمبئى ص 286 - 287 . ( 2 ) - مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 24 . ( 3 ) - شاعر خود دربارهء تاريخ اين كار رباعى زيرين را سرود : اين طرفه نكات سحرى و اعجازى * چون گشت مكمل برقم پردازى مجموعه طراز قدس تاريخش يافت * « اول ديوان عرفى شيرازى » از مصراع چهارم اين رباعى تاريخ آن يعنى 996 استخراج مىشود و اگر يگانها ( آحاد ) را از آن بگيرند عدد 27 يعنى شمارهء قصيده‌هاى آن مجموعه بدست مىآيد ، و اگر دهها ( عشرات ) را شمار كنند شمارهء 270 يعنى غزلها و اگر صدها ( مآت ) را فراهم نهند 700 يعنى بيتهاى قطعه و رباعى .